تکنولوژی را درست مصرف کنیم!
میگن کوزه گر از کوزه شکسته آب می خوره. نمونه بارزش هم خود من هستم! هر کاری که بگین بلد بودم یا برای دیگران انجام دادم، برای خودمون نشد که انجام بدم. مثلا همیشه
windows
لب تاپ سرعتش پایینه، نرم افزارهایی رو که میخوام ندارم! و باید از دیگران بگیرم. عشق فیلم دارم ولی خیلی وقته که دستگاه دی وی دی مون ناز می کنه و هر چیزی رو نمی خونه (البته دیروز دادم درستش کردن). موسیقی سنتی گوش می دم اما هیچ وقت نتونستم تمام آلبوم های شجریان رو یکجا گیر بیارم و .... خلاصه هزار جور مشکل دیگه.
از جمله این دردسر ها که خیلی هم برامون گرون تموم شده، عکس گرفتن بوده. تا اونجا که یادم میاد هر جا که رفتم و دوربینی دم دستم بوده، تا تونستم سعی کردم از لحظات استفاده کنم و عکس هایی بگیرم که بعدا به درد خودم یا صاحبش بخوره. از مسافرت های دسته جمعی گرفته تا عروسی ها و تولد ها. اما دریغ و افسوس که همین باعث شده تا هیچ عکس دو نفری یادگاری درست و حسابی از جاهایی که میریم نداشته باشیم. یا طرف دستش میلرزه، یا کج میندازه، یا هوا رو میگیره ما هم اون ته عکس کلمون پیداست، یا فلش نمی زنه و یا این که حوصله نداره و نمی گه یک... دو ... سه. فرتی میندازه و اغلب چشامون بسته است.
الگوي مصرف نان را چگونه اصلاح كنيم
امروز هركس به تناسب اطلاعات خود براي درمان بيماري نان در ايران نسخه تجويز مي كند، هرچند شايسته بود همه نسخه ها از سوي پزشك مربوط (فارغ التحصيلان تغذيه و مدعيان اين رشته) تجويز مي شد، اما افسوس كه هيچ كدام تاكنون گام هاي موثري در اين زمينه برنداشته اند، در حالي كه بايد از نظر عملي و علمي بيش از يك نانوا آگاه باشند. مطمئن باشيم مادامي كه يك ليسانس تغذيه از كاركردن در نانوايي خجالت مي كشد و در طول چهارسال تحصيل يك بار هم نانوايي را از نزديك نديده و مادامي كه مسئول تغذيه مركز بهداشت فرق نان تافتون و لواش و نان خوب و بد را نمي داند و هيچ اطلاعي ازنان و نانوايي ندارد، اما در جلسات تصميم گيري راجع به اصلاح الگوي مصرف نان اظهارنظر مي كند، وضع نان كشور بهتر از اين نمي شود؟ درنتيجه چون راه اصلاح كار را نمي دانند، حكم مرگ نان سنتي صادر مي كنند و پيشنهاد حذف آن را مي دهند. يعني به جاي اصلاح و رفع نقايص وضع موجود اجراي الگوي خارجي را تجويز مي كنند كه عاقبت خوبي هم ندارد.
چگونه ثروت به فقر ميانجامد؟
در حالي که بر پايه معيارها و اصول تعريف شده علم اقتصاد، افزايش رشد اقتصادي حکايت از بهبود معيشت مردم دارد، اما شاهديم که در کشوري چون هند، به رغم تجربه رشد بالاي اقتصادي، روز به روز دامنه فقر گسترش مييابد. توسل کشورهاي جهان سوم به الگوهاي ديکته شده غربي و بيتوجهي به معيارها و مقولات فرهنگي و اجتماعي جوامع سبب شده، تا نه تنها بهبودي در وضعيت اقتصادي اين گونه جوامع حاصل نشود بلکه الگوهاي سنتي که براي قرنها تأمين کننده معيشت و تدامبخش حيات آنها بوده، فرو بپاشد و بر دامنه مشکلات آنها بيفزايد.
|